درباره ما



درختان، پیامبران خاموش زمینند. آنان به زبانی که ما نمی‏فهمیم، عظمت خداوند را تسبیح می‏گویند که «یُسبّح لِلّه ما فی السموات و ما فی الارض...»
پرندگان در زمزمه دائم خویش، ذکر ابدی دوست را می‏خوانند.
رودخانه، آیینه‏ای ابدی که به هیچ سنگی شکسته نمی‏شود.
آیینه‏ای که هم ماهِ شبانه در آن شنا می‏کند و هم آفتاب، گیسو در آن می‏شوید.
ای کاش می‏توانستیم با زبان «نسیم»، با جنگل سخن بگوییم!
ای کاش می‏توانستیم کلمات ماهی‏ها را لب خوانی کنیم!
ای کاش زبان «دارکوب» را بلد بودیم، وقتی که آرزوهای درخت را نقطه چین می‏کند!
ای کاش همچون حضرت سلیمان علیه‏السلام ، زبانِ مورچگان را می‏فهمیدیم!
ای کاش با زبان طبیعت آشنا بودیم!
ای کاش می‏توانستیم رازهای طبیعت را درک کنیم!
آن وقت، از روی هیچ ساقه تردی با بی‏اعتنایی رد نمی‏شدیم،
روی حریم هیچ گلی پا نمی‏گذاشتیم، خلوت روشن هیچ چشمه‏ای را گِل آلود نمی‏کردیم، هیچ پروانه‏ای را لای کتاب‏هایمان خشک نمی‏کردیم، هیچ سنجاقکی را در دفترهایمان سنجاق نمی‏کردیم، زندگی هیچ مورچه‏ای در زیر کفش‏هایمان له نمی‏شد، هیچ کس با تیشه به میهمانی درخت نمی‏رفت.
هیچ کس به فکر تجزیه رنگ‏های رنگین کمان نبود، هیچ کسی موش‏ها را در شیشه آزمایشگاه نمی‏انداخت، هیچ کس آهوها را اذیت نمی‏کرد، هیچ کس عاج فیل‏ها را نمی‏دزدید. هیچ کس بیهوده موهای «بید مجنون» را نمی‏کشید...
ای کاش همه ما با طبیعت مهربان بودیم!
ای کاش همه ما با طبیعت دوست بودیم؛ آن‏قدر صمیمی که می‏توانستیم بدونِ کارت دعوت، در جشن طبیعت شرکت کنیم.
03152235371 نمابر2235370
زرین شهر بلوار جانبازان

بازدید : 757 17 تير 1393 ساعت 11:59 ق.ظ
 
درحال بارگزاری
درحال بارگزاری