پوشش گیاهی مراتع

پوشش گياهي مراتع
جوامع گياهي ايران داراي تركيبات متفاوتي است. شكل ويژه ی هر يك از اين جوامع تحت تأثير عواملي چون: خاك، اقليم و شرايط ويژه ی  اكولوژيك منطقه به وجود آمده است. استقرار گياهان در اين جوامع از گوناگوني بسيار برخوردار است در اين جوامع انواع گياهان بوته اي، درختچه، درخت و انواع گياهان يكساله، دوساله و دائمي را مي توان مشاهده كرد.
طبقه بندي گياهان مرتعي
در فلات ايران حدود 7500 تا 7800 گونه از گياهان آوندي وجود دارد كه متعلق به 1110 جنس و نزديك به 150 خانواده هستند. فقط 9 جنس از اين گياهان مربوط به گياهان نهانزادان آوندي و بازدانگان است و بقيه به گياهان گلدار تعلق دارد. با توجه به اينكه در تمام كره ی زمين مجموع خانواده هاي گياهان گلدار فقط 350 خانواده است، تعداد خانواده هاي گياهان گلدار ايران بسيار بالا و از اين لحاظ با اهميت است.
گياهان آوندي
در گیاهان آوندی، آوند چوبی و آوند آبکشی، بافتهای لوله‌ای شکل هستند که سبب انتقال مواد در تمام بخشهای گیاه می‌شوند. همه ی گیاهان این شاخه آوند دارند. این گیاهان را بر حسب ویژگیهایشان به پنجه گرگیان، دم اسبیان و سرخسها تقسیم می‌کنند. هیچ یک از گیاهان این شاخه‌ها توانایی تولید دانه را ندارند. بدین جهت از گروه گیاهان دانه‌دار (پیدازادان) به خوبی تخشیص داده می‌شوند.
گیاهان آوندی را اغلب به نام گیاهان ساکن خشکی می‌شناسند زیرا وجود سیستم آوندی باعث می‌شود که این گیاهان بتوانند در محیط خشک ـ آب و مواد کانی را از پایین‌ترین یاخته‌های ریشه به بالاترین نقطه ی پیکر خود برسانند و رشد کنند. غیر از گیاهان نهاندانه، سایر گیاهان آوندی برای لقاح به آب نیاز دارند.
براي مطالعه ی انواع گياهان مرتعي، آنها را در سه گروه: گياهان خانواده گندميان، گياهان خانواده ی لگومينه(نخوديان)، و گياهان ديگر خانواده ها دسته بندي مي كنند.
در زير به شرح مختصري درباره ی هريك از اين گروه ها مي پردازيم.
گياهان خانواده گندميان
اين گياهان، تك لپه ای هستند و بخش عمده اي از گياهان مرتعي را تشكيل مي دهند. نگاهي به وضع پوشش مراتع نشان مي دهد كه فراواني گياهان خانواده گندميان در ميان گياهان مرتعي قابل توجه است. اين گياهان به دليل دارا بودن مواد غذايي مناسب و باردهي نسبتاً بالا در واحد سطح،‌ علوفه ی خوبي را به دست مي دهند و از گياهان خوب مرتعي به شمار مي آيند.
گياهان خانواده ی لگومينه
در اين خانواده، 430 جنس و متجاوز از 1400 گونه گياهي وجود دارد. اين گياهان داراي برگ هاي مركب از برگچه ها و گلهاي منظم يا نا منظم هستند. خانواده ی نخود را به سه خانواده ی فرعي يا مستقل به شرح زير تقسيم مي كنند:
پروانه آسايان                                                      Papilionaceae      
گل ارغوان ها                                                     Caesalpinaceae    
گل ابريشمي ها                                                  Mimosaceae       
در خانواده ی فرعي پروانه آسايان گياهان علفي، بوته اي چوبي، درختچه و درختي را مي توان ديد كه انواع علفي آنها از نظر تعداد بيشتر است.
گياهان مرتعي ديگر خانواده ها
به غير از گندميان و نخوديان، در ميان گياهان مرتعي تعداد زيادي از گياهان خانواده هاي ديگر نيز مي رويند كه بسياري از آنها از نظر ميزان علوفه ی توليدي، مواد غذايي موجود در آنها، و مرغوبيت علوفه اهميت دارند.
پراكنش گیاهان مرتعي
به علت تخريب و انهدام سطح وسيعي از مراتع كشور و عدم دسترسي به عكس هاي ماهواره اي جديد، تفكيك تيپ هاي نباتي به ويژه از نظر گياهان علفي و بوته اي با مشكلات زيادي روبروست. بنابراین پوشش گياهي براساس آب و هوا، پستي و بلندي و خاك تحت چند تيپ مهم تشريح شده است:
فلور خزري (هيركاني )
موقعيت جغرافيايي
اين منطقه، دامنه هاي شمالي البرز را شامل مي شود و از سواحل خزر تا ارتفاع 2500 متري از گليداغ در شمال غرب بجنورد تا جنگل هاي آستارا و ارسباران را شامل مي گردد. اين منطقه 2/1 مساحت ايران را به خود اختصاص داده است.
اقليم
داراي بارندگي 600 ميليمتر تا 2000 ميليمتر در سال است. فاقد دوره ی خشكي بوده و زمستان در اين مناطق ملايم است. درجه ی ابري بودن هوا خيلي زياد و رطوبت نسبي معمولاً بيش از 80 درصد است. بستر علفي زير اشكوب جنگل ها به طور كلي فقير بوده و در نقاطي كه شمشاد وجود دارد، تقريباً آشكوب علفي يافت نمي شود و به جاي آن انواع سرخس ها به وفور مشاهده مي شود.
پوشش گياهي منطقه
 منطقه هيركاني برحسب ارتفاع به سه آشكوب جنگلي تقسيم بندي مي شود:
آشكوب جنگلي تحتاني 800 الي 1000 متر ارتفاع
اين قسمت پوشيده شده از گونه هاي درختي بلوط، بلندمازو، ممرز، آزاد، انجيلي، نمدار و انواع افراست. در اراضي باتلاقي، توسكاي قشلاقي و ييلاقي يافت مي شود. درختچه هایي چون شمشاد، سياه تلو، انار وحشي و تمشك در اين منطقه وجود دارد. در بين گندميان گونه هاي يكساله از نوع Oplismenus undulalifolius , Setaria غالب ترند و در نهايت خانواده ی بقولات محدود به جنس اسپرس و شبدر يك ساله است.
آشكوب جنگلي مياني 1000تا 2000 متر ارتفاع
داراي حداكثر نزولات آسماني در بين ساير طبقات آشكوب هاست و قسمت هاي خشك آن داراي گونه هاي درختي راش، گونه ی غالب منطقه ممرز با گونه هاي همراه افرا پلت، افرا شيردار، ‌نمدار، اوجا، بارانك و زبان گنجشك است. این آشکوب، در قسمت هاي انبوه جنگلي فاقد گونه هاي علفي ولي در قسمت هاي باز و آفتاب گير داراي علفي هاي چند ساله با گونه هاي غالب Agropyron و داراي لگوم هايي مانند شبدر قرمز و شبدر سفيد و انواع اسپرس است.
آشكوب فوقاني 2000 تا 2700 متر ارتفاع
داراي آب و هواي سرد و خشك و نزولات بيشتر به صورت برف است. در اين مناطق درختچه هايي از انواع: ارس،‌ زرشك‌، شير خشت، بارانك و ارجنك و گندميان دائمي غالب همچون Bromus persicusوFestuea spp  و انواع Agropyron  یافته می شود.
فلور بلوچ
موقعيت جغرافيايي
از مرز پاكستان در جنوب شرقي ايران به صورت نواري شروع شده و سواحل درياي عمان و خليج فارس را دربر مي گيرد، منطقه ی بلوچي 5% ايران را شامل مي گردد.
اقليم
نزولات ساليانه ی منطقه بلوچي در قسمت جنوب شرقي بلوچستان و مكران بين 100 تا 200 ميليمتر است و در قسمت جنوب غربي آن تا 300 ميلي متر مي رسد. رطوبت نسبي هوا بالا و بين 60 تا80 درصد است.
پوشش گياهي
با توجه به بارندگي خوب، فلور منطقه بسيار غني است. به طوري كه رستني هاي آن انبوه تر از حدي است كه انتظار مي رود. از درختان و درختچه هاي اين منطقه انواع كرت يا آكاسيا، كهور، ‌كنار، استبرق،‌انواع گز،‌ خرزهره، كنور و بالاخره خرما را مي توان نام برد.
گونه هاي گندميان يكساله فراوان و معمولاً در زير تاج پوشش درختان و درختچه ها تشكيل شده اند. و گونه Stipa capensis با فصل رويشي زمستان از گندميان يكساله مهم اين منطقه به شمار مي رود.
از گندميان چند ساله مي توان گونه هايPanicum anticum, Cenchrus ciliaris,Pennisetum orientale  و در ارضي شور Aeluropus repens را نام برد.
بقولات اين منطقه از نوع گونه هاي مناطق گرمسيري از قبيل Rhynchosha ,Cajanus , Crotolaria  است.
فلور ايران توراني  
موقعيت جغرافيايي
سطح وسيع فلات مركزي ايران و نوار غربي ايران(85% كشور) را شامل مي شود.
اقليم
از اين نظر در قسمت هاي مختلف متفاوت است. كه در هر قسمت وضعيت آب و هوايي ذكر مي گردد.
پوشش گياهي
به طور وضوح از نقطه نظر پراكنش و فراواني و گونه هاي جنس هاي مختلف از جمله جنس Astragalus(حداقل 600 گونه) مشخص و متمايز است و همچنين از جنس هاي Cousinia( بيش از 200 گونه) و Silene( حدود 100 گونه) و Alium( تقريباً 90 گونه) و Euphorbia و Nepeta و Acantholhmon( حدود 80 گونه) و Onobrychis و Salvia و ‍Centaurea( حدود 70 گونه ) در اين قسمت وجود دارد . البته جنس هاي زيادي از گياهان ديگر با گونه هاي مختلف گياهي در اين منطقه يافت مي شود كه براي اطلاعات بيشتر مي توان به منابع جامعي كه درباره ی فلورهاي ايران اطلاعات كامل تري دارند رجوع كرد.
در اين منطقه رستني هاي درختي از نوعPrunus, Amygdalus , Crataegus , Rhamnus ,Pyrus , Celtis و گونه هاي ديگر تشكيل يافته اند.
اين فلور خود به چند زير فلور تقسيم بندي مي شود كه به شرح زير است:
الف – فلور نيمه صحرائي
موقعيت جغرافيايي
صحاري مركزي ايران ( به طور تقريب 21% مساحت كشور ) را شامل مي گردد. كه دشت هاي پهناور كويري مانند لوت و كوير نمك از مهمترين بخش هاي اين منطقه كاملاً خشك محسوب می گردد.
اقليم
نزولات ساليانه ی اين مناطق كمتر از 100 مليمتر در سال بوده و تغييرات نسبي بارندگي بيش از40%است و همچنين تبخير سالیانه برخلاف ميزان بارندگي زياد و غالباً 4000 ميليمتر در سال تجاوز مي كند.
پوشش گياهي
در اين منطقه يك سلسله از رستني هاي منقطع و پراكنده يافت مي شود. ولي ناحيه ی مركزي به علت مداخلات انسان و انباشته شدن و تمركز مقادير زيادي نمك در گودالهاي خيلي مرطوب و يا پيشرفت تپه هاي شن روان فاقد هرگونه رستني است. در كل كليماس پوشش گياهي در اين مناطق در قسمت شمالي، بوته زار با زير پوششي از گياهان علفي يكساله و چند ساله و در قسمت هاي جنوبي، بيشتر درختچه اي است. در اثر تخريب پوشش گياهي در قسمت شمال شوره زار وسيعي به نام كوير نمك و در قسمت جنوبي لوت، ماسه هاي روان پديدار شده است. قسمت عمده گونه هاي موجود در اين منطقه از اسفناجيان Chenopodiaceae مقاوم به شوري (Halophile) تشكيل شده اند از قبيل:Salicornia ,Halocnemum strobilaceum Seidlitzia ,rosmarinus, انواع Salsola.
رستني هاي درختي مهم اين منطقه شامل چند گونه گز و اسكمبيل و Arthrophyton persicum است. درختچه هاي گوناگون كه كم و بيش خاردار هستند ممكن است بازهم بر روي سنگهاي كوهستان ها(ارژن- Amygdalus, Pteropyrum) وجود داشته باشند. از گندميان چند ساله نمي توان جزء Aristida plumose در نواحي شني و يا سنگلاخ در نواحي كه قدري شور هستند پيدا كرد و همچنين به طور نادر و كمياب Stipa barbata ممكن است در كوهستانها يافت شود.
ب – فلور استپي
موقعيت جغرافيايي
مناطق استپي تقريباً 28% سطح كشور را دربر مي گيرد و به صورت كمربندي مناطق كويري و بياباني ايران را احاطه كرده است.
• استپ
به اكوسيستم هايي اطلاق مي شود كه داراي گياهان بوته اي كوتاه و تنك بوده و الگوي پراكنش به صورتي است كه بين گياهان و خاك سخت و برهنه يافت مي شود.
اقليم
در اين منطقه ميزان نزولات بين 100 تا 230 ميليمتر تغيير مي كند. این منطقه را برحسب درجه ی حرارت در زمستان و ارتفاع و عرض جغرافيايي می توان به منطقه هاي كوچكتري تقسيم كرد كه شامل منطقه استپي گرم ( دشت خوزستان، جنوب شرقي فارس و مناطق كم ارتفاع واقع در بين بلوچستان و كوير مركزي) ، منطقه استپي معتدل ( قم، كرمان، زاهدان و بيرجند) و منطقه استپي سرد(اصفهان، تهران و نقاط كوهستاني استان مركزي ) هستند.
منطقه ی استپي گرم داراي دوره ی خشكي زياد با درجه حرارت متوسط 10 درجه سانتي گراد در دي ماه و بارندگي كم در بعضي ماه ها و يا فاقد بارندگي، بي شباهت به اقليم بياباني نیست. حوزه ی استپي معتدل داراي درجه حرارت متوسط 5 تا 8 درجه سانتي گراد در دي ماه و بيشترين ميزان بارندگي در ماه هاي دي و اسفند است. لازم به ذكر است دوره ی خشكي در اين قسمت نسبتاً كوتاه و بارندگي تقريباً در تمام ماه ها وجود دارد. البته درجه حرارت اين حوزه نسبت به درجه حرارت حوزه ی گرم پايين تر است ولي ميزان بارندگي در هر دو حوزه معتدل و گرم تقريباً يكسان است. در نهايت حوزه استپي سرد با درجه حرارت متوسط كمتر از 4 درجه سانتي گراد در دي ماه داراي دوره ی خشكي كوتاه و محدود به تابستان است.
پوشش گياهي
گروه رستني هاي اين منطقه نيز تابعي از شرايط درجه حرارت و ارتفاع از سطح دريا و عرض جغرافيايي است و به همين لحاظ فلور اين منطقه بسيار متفاوت است. اين فلور عموماً در نواحي جنوبي و شرقي به علت فراواني گياهان يك ساله غني است. اين فلور را درمنه زارهاي استپي نيز مي نامند و درمنه Artemisia herba- alba مشخصه ی اين فلور است.Aristida plumosa معمولاً از گندميان چيره در منطقه استپي به شمار مي رود ولي در اراضي سنگين يا شور ديده نمي شود. گونه هاي دائمي Stipa( مخصوصاً Stipa barbata) در گذشته فراوان تر بوده ولي امروزه در بخش هاي زيادي نابود شده است. انواع بقولات دائمي  اين منطقه خيلي كم است. فقط چند گونه از Astragalus هاي علفي(از دسته ی Cereidothrix) گاهي به طور وفور يافت مي شوند. درخت و درختچه ها در منطقه ی استپي كاملاً از بين نرفته اند و در بعضي نقاط سنگلاخ باز هم مي توان Pistacia atlantica , Pistacia khinjuk (در جنوب) و انواع بادام Amygdalus و انجيرFicus carica  و غيره را پيدا كرد.     
ج- فلور نيمه استپي
موقعيت جغرافيايي
مناطق نيمه استپي حدود 5/18% مساحت كشور را تشكيل مي دهند.
اقليم
ميزان بارندگي سالیانه ی اين مناطق بين 230 تا 400 ميليمتر متغيير است. اين مناطق به حوزه نيمه استپي گرم شامل شمال و شرق خوزستان و كازرون، نيمه استپي معتدل شامل شيراز، قصرشيرين و رودبار و شمال شرق گرگان و حوزه ی نيمه استپي سرد شامل بخش وسيعي از استانهاي آذربايجان غربي و شرقي، همدان، شهركرد، مشهد و بجنورد است.
پوشش گياهي
در اين منطقه به علت بارندگي زياد فلور علفي خيلي غني تر از منطقه ی استپي است. گونه هاي درختي و درختچهاي اين مناطق شامل: داغداغان(Celtis ssp)، گلابي وحشي(Pirus syriaca)، وليك ( Crataegus ssp) انواع بادام( Amygdalus ssp) و در ارتفاعات ارس (Juniperus excelsa).
گندميان مهم مراتع نيمه استپي عبارتند از:
Agropyron cristatum ,A.intermedium, A.trichophornm, A.tauri, Hordeum bulbosum, Bromus tomentellus.
در قسمت هاي كوهستاني و مرتفع اين تيپ (از 200 متر به بالا )بعضي از انواع درمنه با گندميان فوق همراه مي شوند. در مناطق مرتفع بهره برداري بي رويه از اين تيپ به زياد شدن گياهان خاردار و بالشتي و غيره منجر مي گردد.
د- فلور جنگلي خشك
موقعيت جغرافيايي
جنگل هاي مناطق خشك به صورت نواري در بخشهاي شمال و غرب كشور قرار گرفته اند و 8/8 درصد كل مساحت ايران را در برمي گيرند. اين مناطق در داخل رشته كوه هاي زاگرس از فارس تا كردستان و بر روي بعضي از ارتفاعات آذربايجان و همچنين شيب هاي رو به جنوب سلسله جبال البرز تا قسمت خاوري آن، نوار باريكي را تشكيل مي دهند. ارتفاع اين مناطق بين 800 تا2600 متر تغيير مي كند.
اقليم
با توجه به تغييرات ارتفاع، ميزان بارندگي ساليانه جنگلهاي مناطق خشك حدود 400 ميليمتر و بيشتر است. نفوذ آب و هواي مديترانه اي به جنگلهاي مناطق خشك باعث گرديده كه در اين ناحيه زمستان ها سرد و طولاني، بهار معتدل و مرطوب و تابستانها خشك باشند. نزولات زمستانه بيشتر به صورت برف است كه گياهان علفي چند ساله را در مقابل درجات پايين حرارت حفظ مي كند. جنگل هاي خشك منطقه ی البرز كه به صورت نوار باريكي در ارتفاعات برف گير و سرد قرار گرفته اند، از نظر آب و هوايي شباهت زيادي به جنگلهاي خشك غرب كشور دارند.
پوشش گياهي
جنگل هاي زاگرس عموماً از بلوط (Quercus persica) تشكيل يافته اند و از ناحيه ی كازرون فارس تا جنوب غربي آذربايجان گسترش دارند. در غرب كردستان بلوط با هول(Qurcus libani) و درامازو(Quercus infectoria)همراه شده و جنگلهاي وسيعي را تشكيل مي دهند. جنگلهاي آلوتان در سردشت آذربايجان غربي يكي از مهمترين آنهاست. در جنوب زاگرس، در ارتفاعات پايين و نقاط پست رستنيهاي علفي تنوع زيادي ندارند و بيشتر از انواع گياهان يكساله بخصوص Aegilops ssp تشكيل شده اند. از گندميان چندساله گونه هاي Poa bulbosa ,Hordeum bulbosum يافت شده ولي به صورت بسيار پراكنده انواع Stipa ,Agropyron نيز ديده مي شوند. از بقولات چند ساله مهم اين ناحيه مي توان Onobrychis sp, Astragalus sp , Trigonella elliptica و يونجه را ذكر كرد.
ه- فلور كوههاي بلند و مرتفع
موقعيت جغرافيايي
اين رويشگاه قلل مرتفع كوهستاني را در ارتفاعات بيش از 2600 متر تشكيل مي دهد.
اقليم
بارش در اين فلور به صورت برف است كه در بعضي قسمت ها به ويژه در شيب ها و فرورفتگي هاي خيلي مرطوب، مدت طولاني دوام مي آورد كه اين امر بستر مناسبي را براي رشد چمن هاي انبوه و فشرده كه به چمنزارهاي آلپي شباهت دارد فراهم مي كند.
پوشش گياهي
اين فلور از حيث گونه، بسيار غني است ولي تعدادي از آنها قطعاً محلي و بومي هستند به طوري كه هر كوهي كم و بيش داراي فلور مخصوص به خود است. خانواده هايي كه از نظر تعداد گونه ها يا به مناسبت توسعه و گسترش زياد قابل ملاحظه هستند عبارتند از: گندميان، بقولات، نعنائيان، مركبه، چليپائيان و چتريان و گندميان چند ساله شامل Bromus(به ويژه B.tomentellus) , Agropyron,Poa , Festuca(مخصوصاً از گروهF.ovina), Stipa,Melica و Hordeum fragile در قسمتهايي كه رطوبت بيشتر است. در اين اكوسيستم بجزء درختچه ارس (Juniperus excelsa) ساير گونه هاي درختي يافت نمي شوند. و گياهان بيشتر بالشتي و خاردار هستند و روي زمين به حالت خوابيده قرار گرفته اند تا از بادهاي خشك و سرد مصون بمانند.
آخرین مقالات