عوامل تخریب مراتع

علل تخريب و انهدام مراتع
در خرابي وضع مراتع ايران، تنها انسان با چراي بي رويه ی احشام و ديگر اقدامات مقصر نيست، بلكه در بسياري از موارد شرايط طبيعي عامل اصلي به شمار مي رود.
عوامل طبيعي مؤثر در تخريب مراتع
الف - آب و هوا
براي به وجود آمدن مراتع خوب ( سبز و خرم)،‌ هواي معتدل و باران كافي لازم است. اين شرايط فقط در قسمت هاي محدودي از كشور ما فراهم است.
1- اثر كمبود و نا منظم بودن بارندگي
سطح وسيعي از كشور ما را مناطق خشك و بياباني تشكيل مي دهد كه در برخي از نقاط آن، متوسط بارندگي سالیانه حتي از 50 ميليمتر تجاوز نمي كند. در مناطق خشك و بياباني نه تنها ميزان بارندگي كم است بلكه توزيع آن نيز نامناسب است، به اين معني كه ممكن است در طول سال اصلاً باران نبارد و يا سال ها باران نيايد، ‌در چنين شرايطي نمي توان حتي انتظار مراتع نامرغوب را هم داشت، چه رسد به مراتع مرغوب. فقط در سطحي بسيار محدود از كشور ( در شمال، شمال غربي و شمال شرقي و برخي نقاط مرتفع ديگر) باران نسبتا زياد و منظم مي بارد. در ساير نقاط، خشك و نيمه خشك، باران هم كم و  نامنظم می بارد. بنابراين قسمت اعظم مملكت از بارندگي كافي و به موقع برخوردار نيست و از علل فقر و خراب بودن وضع مراتع، همين ناكافي بودن ميزان بارندگي، توزيع نامطلوب آن و خشك بودن هواست.
2- اثر گرما و تبخير شديد
دومين عامل طبيعي فقر مراتع، گرما و تبخير شديد به خصوص در فصل تابستان است. در سطح وسيعي از مناطق خشك و همچنين مراتعي كه در نقاط پست واقع شده است، شدت گرما اغلب مانع از رشد و نمو بسياري از گياهان مي شود. شدت تبخير، آب قابل دسترس گياه را كاهش مي دهد و موجب پژمردگي و ركود فعاليتهاي حياتي بيشتر مي گردد.
3- اثر باد
يكي ديگر از علل فقير بودن مراتع در مناطق خشك وزيدن بادهاي شديد است. باد با از جا كندن خاك و تجمع آن در نقاط ديگر ( فرسايش بادي) و همچنين بالا بردن شديد تبخير و ديگر تأثيرات، موجبات از بين رفتن گياهان و يا حداقل عدم رشد آنها را فراهم مي سازد.
باد، در بسياري از موارد آنچنان خاك را از جا كنده و زمين را چاله چاله كرده كه پوشش گياهي موجود به كلي از بين رفته و يا در حال از بين رفتن است و امكان تجديد حيات در اين قسمت ها خيلي بعيد مي نمايد. در ديگر نقاط، بادهاي خشك با بالا بردن ميزان تبخير،‌ موجبات پژمردگي و ركود فعاليتهاي حياتي آنها را در فصول گرم به خصوص تابستان فراهم مي آورد. حتي اثر بارندگي ها را زود محو مي كند. انباشته شدن گردوغبار و يا به اصطلاح گرد گرفتن روي بر گها، سبب مي شود كه گياه نتواند فعاليتهاي لازم را انجام دهد، در نتيجه ممكن است هم از رشد و نمو باز بماند و هم مرغوبيت خود را از دست بدهد.
بادها باعث شكستن شاخه هاي درختچه ها و بوته ها و خوابانيدن آنها مي شود. يكي ديگر از اثرهاي باد رفتن خاك (ماسه اي) اطراف ريشه، است كه در اين صورت ريشه در معرض هوا قرار مي گيرد موجب خشك شدن آن گياه مي گردد.
ب - اثر جنس و تركيبات زمين و شوري آب و خاك
اراضي كه سطح آنها را رسوبات تبخيري شور و گچي و ديگر سازندهاي نامناسب پوشانده است اغلب از لحاظ پوشش گياهي فقير و يا به كلي فاقد پوشش گیاهی اند(مانند سطح گنبدي نمكي).
در چنين خاكهاي فقط گياهان مقاوم به آهك و شوري يا به عبارت ديگر گياهان آهك يا مقاوم به شوري  مي توانند، رشد و نمو كنند.
آب هاي شور سطحي به تدريج موجب شوری بیشتر خاك ها و در نتيجه كم تر شدن تعداد يا پوشش گياهي منطقه ی تحت تأثير خود، مي گردد. زيرا با افزايش ميزان شوري، قدرت مقاومت گياهان در مقابل شوري كاهش مي يابد و سرانجام موجب نابودي آنها مي شود. در چنين شرايطي ديگر امكان به وجود آمدن گياه جديد هم از بين مي رود. آبهاي شور زيرزميني به ويژه در مناطق خشك، روز به روز بر ميزان شوري و قليائی بودن خاك مي افزايند كه این امر اثر نامطلوبی روي پوشش گياهي مي گذارد.
در سطح زمين هائي از جنس كنگلومرا و يا زمين هاي ريزشي از نوع شيستي و كوه هاي با شيب تند و امثال اينها، گياهان كمي مي رويند و يا به عبارتی گیاهان در آن «بند نمي شوند».
د- كمبود يا فقدان آب آشاميدني و عدم دسترسي به برخي از مراتع
مراتع يا قسمتهايي از آن به علت نداشتن آب يا راه کافی، و دور دست واقع شدن آنها يا مورد استفاده قرار نمي گيرند يا خيلي كمتر از ظرفيتشان مورد چرا واقع مي شود. به طوري كه همواره از لحاظ گياهي غني است و حتي سطح آنها بكر، و دست نخورده باقي مانده است. عدم استفاده ی كامل از اين مراتع كه پوشش گياهي غني دارد ولي فاقد آب هستند(براي نوشيدن دام) موجب مي گردد مراتعي كه داراي آب و در فواصل نزديك به محل سكونت دامداران واقع شده اند مورد چراي بيش از حد دام قرار گرفته و تخريب و منهدم گردند.
عوامل غير طبيعي مؤثر در تخريب مراتع( تأثير اقدامات انساني)
همانطور كه گفته شد از علل اصلي تخريب مراتع در بسيار ي از نقاط، عوامل مختلف طبيعي است، ولي اعمال و بهره برداري بي رويه ی انسان از مراتع در اغلب موارد، تأثير بيشتري در تخريب و نابودي پوشش گياهي داشته است و دخالت هاي نامناسب انسان سبب شده كه عوامل مساعد طبيعي نيز نتواند مفيد واقع شوند. از اين رو تأثير  انسان در نابودي مراتع عمده ترين مسئله است و بايد راه حل هاي مناسب و اقدامات مفيد و مؤثر و عملي تر براي جلوگيري از تخريب و نابودي بيشتر مراتع، ارائه گردد. انسانها به طرق مختلف در تخريب مراتع دخالت دارند از جمله:
1- بهره برداري هاي نامناسب
1-1- بهربرداري نامناسب مستقيم
انسان به طور مستقيم به طرق مختلف موجب تخريب مراتع شده و مي شود:
الف - تعدد جمعيت بهره بردار مرتعي.
ب - شخم مراتع جهت کشت زراعتهای دیم كم بازده و تبدیل آن برای سایر مصارف.
ج - بوته کنی جهت سوخت.
د – بهره برداري بيش از حد گياهان مرتعي به منظور مصارف دارويي و صنعتي.
ه - مشاعي بودن ( غير قابل تفكيك بودن آنها با ساير اراضي ) عرصه ی مرتع مورد بهره برداري و در نتيجه غير اقتصادي بودن واحد هاي بهره برداري.
و - فقر مالي و عدم توان سرمايه گذاري بهره برداران در اصلاح و احيای مراتع.
1-2- بهربرداري نامناسب غير مستفيم
دامداران با چراندن بي رويه ی دام هاي خود در مراتع باعث تخريب عمده ی مراتع مي شوند.
چراي بي رويه: منظور از چرای بی رویه، چراي بي موقع (زود هنگام)، چراي ببيش از اندازه و چراي طولاني مدت (خروج دير هنگام) يك مرتع است.
بنابراين انسان ها به طور غیرمستقيم از راه هاي زير موجب تخريب مراتع مي گردند:
الف - چرای بی موقع (چرای پیش رس).
ب - عدم تعادل بین تعداد دام و ظرفیت تولیدی مراتع.
ج - چرای مفرط (چرای بیش از ظرفیت مراتع) از طرق تعداد دام زياد يا چراي طولاني مدت يك مرتع.
ه - تخریب مراتع در اثر حرکت تعداد زیاد دام در مسیر چرا.
و - هماهنگ نبودن انواع دام مصرف كننده با نوع مرتع( مثلا ً گاو بايد از اراضي كه پوشش غالب آن گراس ها هستند استفده كند.)
در اينجا لازم است كه به رابطه ی بين دام و مرتع به لحاظ اهميت آن به عنوان بيشترين و مهمترين مسئله در تخريب مراتع به ويژه در ايران اشاره گردد و در نهايت به راهكارها با توجه به وضعيت مراتع ( علم مرتعداري ) اشاره شود.